داوطلب از کجا آمده است؟ بررسی ریشه واژه داوطلبی در زبان‌ها و فرهنگ‌های مختلف

1405/05/05
مطالب داوطلبی
مجید ولی محمدی

 

یک سؤال ساده با پاسخی غیرمنتظره

 

وقتی واژه «داوطلب» را می‌شنوید، چه تصویری در ذهنتان شکل می‌گیرد؟ شاید فردی را تصور کنید که در یک خیریه فعالیت می‌کند، برای کودکان کتاب می‌خواند، در روزهای بحرانی به امدادرسانی می‌پردازد یا بخشی از زمان و مهارتش را بدون دریافت دستمزد در اختیار دیگران قرار می‌دهد. این تصویر چندان دور از معنای امروزی داوطلبی نیست؛ اما داستان این واژه از جایی شروع شده که احتمالاً انتظارش را ندارید.

نخستین افرادی که در زبان انگلیسی «Volunteer» نامیده شدند، نه اعضای خیریه‌ها و نه فعالان اجتماعی، بلکه سربازانی بودند که بدون اجبار و با تصمیم شخصی برای حضور در میدان جنگ اعلام آمادگی می‌کردند. در واقع، آنچه آن‌ها را «داوطلب» می‌کرد، نوع فعالیتشان نبود؛ بلکه انتخاب آزادانه‌ای بود که برای انجام آن فعالیت داشتند.

رد این مفهوم را می‌توان تا واژه‌های لاتین مرتبط با «خواستن»، «اراده داشتن» و «از روی میل عمل کردن» دنبال کرد. واژه داوطلبی در طول چند قرن، از میدان‌های جنگ فاصله گرفت و وارد انجمن‌ها، خیریه‌ها، سازمان‌های مدنی، گروه‌های امدادی و فعالیت‌های اجتماعی شد؛ اما یک عنصر در تمام این مسیر بدون تغییر باقی ماند: اختیار انسان برای انتخاب کردن.

در این مقاله، سفری کوتاه در تاریخ واژه داوطلبی خواهیم داشت؛ از ریشه‌های لاتین آن و نخستین کاربردهای نظامی‌اش گرفته تا معنایی که امروز در زبان‌ها و فرهنگ‌های مختلف پیدا کرده است. همچنین بررسی می‌کنیم که چرا شناخت ریشه این واژه می‌تواند نگاه ما را به داوطلب، فعالیت داوطلبانه و شیوه مدیریت داوطلبان تغییر دهد.

 

وقتی از داوطلبی حرف می‌زنیم، دقیقاً از چه چیزی صحبت می‌کنیم؟

پیش از آنکه سراغ ریشه تاریخی واژه «داوطلب» برویم، بهتر است ببینیم امروز این واژه دقیقاً چه معنایی دارد. آیا هر کسی که بدون دریافت پول کاری انجام می‌دهد، داوطلب است؟ آیا کمک به یکی از اعضای خانواده هم فعالیت داوطلبانه محسوب می‌شود؟ اگر فردی برای کسب تجربه یا تقویت رزومه‌اش با یک خیریه همکاری کند، همچنان می‌توان او را داوطلب دانست؟

در نگاه اول، ممکن است داوطلبی را به «کار کردن بدون دریافت دستمزد» خلاصه کنیم؛ اما این تعریف، بخش مهمی از ماجرا را نادیده می‌گیرد. رایگان بودن یک فعالیت به‌تنهایی آن را داوطلبانه نمی‌کند. برای مثال، اگر فردی تحت فشار، اجبار یا ترس از یک پیامد مشخص مجبور به انجام کاری شود، نمی‌توان فعالیت او را کاملاً داوطلبانه دانست؛ حتی اگر هیچ مبلغی هم دریافت نکند.

آنچه داوطلبی را از کار اجباری، کار رایگان یا حتی بعضی مسئولیت‌های خانوادگی جدا می‌کند، پیش از هر چیز حق انتخاب فرد است. داوطلب کسی است که آگاهانه و با میل خود تصمیم می‌گیرد بخشی از زمان، دانش، مهارت یا انرژی‌اش را برای کمک به یک فرد، گروه، سازمان یا هدف اجتماعی اختصاص دهد.

برای مثال، تصور کنید یک طراح گرافیک در پایان هفته، چند ساعت از وقتش را صرف طراحی پوستر یک مؤسسه نیکوکاری می‌کند. ممکن است این همکاری برای او تجربه، ارتباط حرفه‌ای یا احساس رضایت به همراه داشته باشد؛ اما تا زمانی که تصمیمش آزادانه باشد و رابطه او بر دریافت دستمزد شغلی استوار نباشد، فعالیتش می‌تواند داوطلبانه محسوب شود.

بنابراین، داوطلبی معمولاً بر چند پایه اصلی استوار است:

  • فرد با اراده و انتخاب خود وارد فعالیت می‌شود؛

  • هدف فعالیت، ایجاد منفعت برای دیگران، جامعه یا یک مسئله عمومی است؛

  • فرد زمان، توان یا مهارت خود را در اختیار آن هدف قرار می‌دهد؛

  • رابطه او با سازمان، یک رابطه استخدامی معمول مبتنی بر دستمزد نیست.

البته مرزهای داوطلبی همیشه کاملاً روشن نیستند. ممکن است یک داوطلب هزینه رفت‌وآمد دریافت کند، برای یادگیری وارد یک پروژه شود یا از حضور در آن تجربه و اعتبار اجتماعی به دست آورد. این منافع لزوماً ماهیت داوطلبانه فعالیت را از بین نمی‌برند. داوطلب قرار نیست هیچ سودی از فعالیت خود نبرد؛ مسئله اصلی این است که انتخاب او واقعی باشد و هدف فعالیت فقط کسب درآمد نباشد.

همین تأکید بر «انتخاب آزادانه» ما را به ریشه تاریخی واژه داوطلب می‌رساند. ریشه‌ای که نشان می‌دهد مفهوم اختیار، یک ویژگی تازه و امروزی نیست؛ بلکه از همان ابتدای شکل‌گیری این واژه در مرکز معنای آن قرار داشته است.

 

ریشه لاتین داوطلبی؛ وقتی همه‌چیز از «اراده» آغاز شد

برای پیدا کردن ریشه واژه «داوطلب»، باید چند قرن به عقب برگردیم؛ زمانی که هنوز خبری از مؤسسه‌های خیریه، سامانه‌های داوطلبی و کمپین‌های اجتماعی امروزی نبود. سرنخ اصلی ما در زبان لاتین و در واژه‌ای به نام Voluntas قرار دارد؛ واژه‌ای که به معنای «خواست»، «میل» و «اراده» به کار می‌رفت.

از همین ریشه، واژه Voluntarius شکل گرفت؛ صفتی برای توصیف کاری که فرد آن را با خواست خود و نه بر اثر اجبار انجام می‌داد. به بیان ساده‌تر، اگر کسی کاری را انجام می‌داد چون خودش آن را انتخاب کرده بود، نه به این دلیل که دستور گرفته، مجبور شده یا تحت فشار قرار داشته است، آن عمل را می‌شد voluntarius دانست.

این نکته شاید مهم‌ترین بخش در شناسنامه واژه داوطلب باشد: مفهوم اولیه آن مستقیماً به «کمک کردن» یا «انجام کار خیر» اشاره نمی‌کرد. واژه داوطلب در ابتدا بیش از هر چیز درباره نحوه تصمیم‌گیری فرد بود، نه درباره نوع کاری که انجام می‌داد.

برای مثال، تصور کنید دو نفر دقیقاً یک فعالیت مشابه انجام می‌دهند. یکی از آن‌ها به دلیل اجبار قانونی یا سازمانی وارد فعالیت شده و دیگری با انتخاب شخصی همان مسئولیت را پذیرفته است. از نظر ظاهر، کار هر دو نفر یکسان است؛ اما از نظر معنایی، فقط نفر دوم به مفهوم تاریخی «داوطلب» نزدیک‌تر است. تفاوت در خودِ کار نیست؛ تفاوت در دلیل انجام آن است.

این ریشه لاتین به‌تدریج وارد زبان فرانسوی شد و در قالب واژه‌هایی مانند Volontaire به کار رفت. سپس شکل انگلیسی آن، یعنی Volunteer، پدید آمد. اگر بخواهیم این مسیر را خیلی ساده نمایش دهیم، می‌توانیم بگوییم:

Voluntas → Voluntarius → Volontaire → Volunteer

یعنی واژه‌ای که با «اراده» آغاز شد، از زبانی به زبان دیگر سفر کرد و در هر مرحله شکل تازه‌ای گرفت؛ اما هسته اصلی معنای خود را حفظ کرد.

می‌توان گفت واژه Volunteer شناسنامه‌ای لاتین، مدتی اقامت در زبان فرانسوی و در نهایت تابعیتی انگلیسی دارد. بااین‌حال، در تمام این سفر زبانی، یک ویژگی از آن جدا نشد: انجام کاری از روی میل و تصمیم شخصی.

همین پیشینه نشان می‌دهد که چرا در بسیاری از تعریف‌های امروزی داوطلبی، «انتخاب آزادانه» نخستین و مهم‌ترین معیار است. داوطلب بودن پیش از آنکه به رایگان بودن فعالیت یا اجتماعی بودن آن مربوط باشد، به این پرسش پاسخ می‌دهد:

آیا فرد واقعاً خودش این فعالیت را انتخاب کرده است؟

اما واژه‌ای که از مفهوم اراده متولد شده بود، در نخستین کاربردهای خود وارد فضایی شد که شاید امروز کمتر کسی آن را با داوطلبی مرتبط بداند: میدان جنگ.

 

ریشه داوطلبی در زبان عربی؛ از «طَوْع» تا «تَطَوُّع»

در زبان عربی، مفهوم داوطلبی از مسیری متفاوت با واژه لاتین Volunteer شکل گرفته است. واژه رایج برای داوطلبی در عربی تَطَوُّع و برای فرد داوطلب مُتَطَوِّع است. هر دو واژه از ریشه سه‌حرفی ط‌ـ‌و‌ـ‌ع ساخته شده‌اند؛ ریشه‌ای که با مفاهیمی مانند میل، پذیرش، همراهی و انجام دادن کاری بدون زور و اجبار ارتباط دارد.

فرهنگستان زبان عربی قاهره، «التطوّع» را انجام دادن کارهای نیک از سوی خود فرد، بدون آنکه تکلیف، اجبار یا الزامی در میان باشد تعریف می‌کند. بنابراین، در ساخت معنایی این واژه نیز همان عنصری دیده می‌شود که در تعریف امروزی داوطلبی اهمیت دارد: فرد کاری را انجام می‌دهد، چون خودش پذیرفته است؛ نه چون مجبور شده است.

برای فهم بهتر این ریشه، می‌توان به تفاوت دو عبارت توجه کرد:

طَوْعاً: با میل، رضایت و اختیار
کَرْهاً: با اکراه، اجبار و ناخشنودی

در نتیجه، وقتی عملی «طوعاً» انجام می‌شود، شخص با خواست خود وارد آن شده است. واژه «تطوّع» نیز همین تصویر را در خود دارد: فرد یک قدم فراتر می‌گذارد و کاری را بدون اجبار بر عهده می‌گیرد.

این واژه در متون سنتی و فقهی عربی نیز کاربرد داشته است. در این کاربرد، «تطوّع» به عبادت یا عمل نیکی گفته می‌شد که فراتر از وظایف واجب انجام می‌گرفت؛ یعنی فرد موظف به انجام آن نبود، اما با میل خود آن را انجام می‌داد. بعدها این مفهوم، دامنه گسترده‌تری پیدا کرد و برای مشارکت‌های امدادی، اجتماعی، خیریه‌ای و مدنی نیز به کار رفت.

برای مثال، کمک مالی اختیاری، حضور بدون اجبار در یک برنامه امدادی یا اختصاص دادن زمان برای آموزش دیگران، می‌تواند در زبان عربی با مفهوم «تطوّع» بیان شود. فردی که چنین کاری انجام می‌دهد نیز «متطوّع» نامیده می‌شود.

نکته جالب اینجاست که ریشه عربی داوطلبی، بیش از آنکه بر نوع فعالیت تأکید کند، روی نبود اجبار دست می‌گذارد. ممکن است فعالیت آموزشی، امدادی، فرهنگی یا حتی نظامی باشد؛ آنچه آن را «تطوّع» می‌کند، این است که فرد با رضایت و اختیار خود آن را پذیرفته باشد.

پس می‌توان مسیر معنایی این واژه را چنین خلاصه کرد:

طَوْع؛ میل و پذیرش → تَطَوُّع؛ انجام کاری فراتر از الزام → مُتَطَوِّع؛ کسی که با اختیار خود کاری را بر عهده می‌گیرد

این مسیر نشان می‌دهد که در زبان عربی نیز، مانند ریشه لاتین Volunteer، اراده آزاد در مرکز مفهوم داوطلبی قرار گرفته است؛ با این تفاوت که در عربی، تقابل میان «اختیار» و «اجبار» آشکارتر دیده می‌شود.

 

در سامانه داوطلبی خیر ایران می‌توانید فرصت‌های داوطلبانه متناسب با علایق، مهارت‌ها و زمان خود را پیدا کنید.
این سامانه، داوطلبان را به خیریه‌ها و پروژه‌هایی متصل می‌کند که به همراهی و تخصص آن‌ها نیاز دارند.
با ثبت‌نام در سامانه، قدمی ساده اما اثرگذار برای مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی بردارید.

 

ریشه واژه «داوطلبی» در زبان فارسی؛ از خواستن نوبت تا پذیرفتن مسئولیت

واژه «داوطلبی» امروز برای ما یادآور فردی است که با میل خود برای کمک به دیگران، همکاری با یک خیریه، حضور در یک فعالیت اجتماعی یا انجام کاری عمومی اعلام آمادگی می‌کند. بااین‌حال، اگر کمی پوسته این واژه را کنار بزنیم، به تصویری قدیمی‌تر می‌رسیم؛ تصویری که نه در یک مؤسسه خیریه، بلکه در فضای بازی، رقابت و پیش‌قدم شدن شکل گرفته است.

برای شناخت ریشه «داوطلبی»، ابتدا باید خود واژه داوطلب را بررسی کنیم. داوطلب واژه‌ای مرکب و ساخته‌شده از دو جزء «داو» و «طلب» است. «داو» واژه‌ای فارسی است، اما «طلب» از زبان عربی وارد فارسی شده و در فارسی با معنای خواستن، جست‌وجو کردن و درخواست کردن به کار رفته است. بنابراین، داوطلب از نظر ساختمان واژه، ترکیبی فارسی‌ـ‌عربی محسوب می‌شود؛ پدیده‌ای که در زبان فارسی بسیار رایج است و نمونه‌های فراوانی از آن دیده می‌شود.

 

«داو» در فارسی قدیم چه معنایی داشت؟

براساس لغت‌نامه دهخدا، «داو» یکی از اصطلاح‌های قدیمی بازی نرد و برخی بازی‌های دیگر بوده و به معنای نوبت بازی به کار می‌رفته است. در زبان قدیم می‌گفتند «داو در دست اوست»؛ یعنی اکنون نوبت اوست که بازی کند. این واژه در برخی متون، با مفاهیمی مانند نوبت، میدان رقابت، ادعا و پیش‌قدم شدن نیز ارتباط پیدا کرده است. 

در یک توضیح واژه‌شناختی منتشرشده به نقل از اعضای هیئت مؤلفان مؤسسه لغت‌نامه دهخدا، پیدایش «داوطلب» به همین معنای «داو» مربوط دانسته شده است. در بازی تخته‌نرد، دو حریف به نوبت بازی می‌کردند و به این نوبت «داو» می‌گفتند. کسی که داو را می‌خواست یا آن را طلب می‌کرد، «داوطلب» بود؛ یعنی فردی که خواستار نوبت بازی می‌شد. 

تصور کنید دو بازیکن روبه‌روی یکدیگر نشسته‌اند. یکی منتظر است تا نوبتش فرا برسد، اما دیگری برای گرفتن نوبت یا پذیرفتن دور بعدی بازی پیش‌قدم می‌شود. این پیش‌قدم شدن، هسته تصویری واژه «داوطلب» را می‌سازد. به همین دلیل، معنای این واژه از ابتدا فقط به «رایگان کار کردن» مربوط نبوده است؛ بلکه بیشتر بر خواستن، جلو آمدن و اعلام آمادگی کردن تأکید داشته است.

البته «داو» در فرهنگ‌ها و متون فارسی معانی مختلفی داشته و همه فرهنگ‌های لغت، داستان پیدایش «داوطلب» را با جزئیات یکسان توضیح نداده‌اند. بااین‌حال، پیوند این واژه با «داوخواه»، «خواستار» و «پیشی‌جوینده در انجام یک امر» در منابع لغوی فارسی به‌روشنی دیده می‌شود. لغت‌نامه دهخدا «داوطلب» را فردی خواستار، نامزد و پیشی‌جوینده در کاری معرفی می‌کند؛ یعنی کسی که خود برای پذیرفتن یک نقش یا انجام یک کار جلو می‌آید. 

 

از «طلب کردن داو» تا «پذیرفتن مسئولیت»

زبان‌ها همیشه واژه‌ها را در معنای اولیه‌شان نگه نمی‌دارند. واژه‌ها همراه با زندگی مردم حرکت می‌کنند، از محیطی به محیط دیگر می‌روند و به‌تدریج معناهای تازه‌ای پیدا می‌کنند. «داوطلب» نیز چنین مسیری را طی کرده است.

در مرحله نخست، داوطلب به کسی گفته می‌شد که خواستار داو یا نوبت بود. سپس معنای آن از فضای بازی فراتر رفت و به کسی اطلاق شد که برای انجام یک کار پیش‌قدم می‌شد. در این کاربرد جدید، دیگر لازم نبود بازی یا نوبتی در میان باشد. هر کس می‌توانست برای پذیرفتن یک مسئولیت، ورود به یک رقابت، انجام مأموریت یا قبول کاری اعلام آمادگی کند و داوطلب نامیده شود.

به همین دلیل است که «داوطلب» در فارسی امروز فقط به فعالان اجتماعی گفته نمی‌شود. فردی که برای شرکت در یک آزمون ثبت‌نام می‌کند، کسی که خواهان یک جایگاه یا مسئولیت است، شخصی که برای حضور در یک مأموریت اعلام آمادگی می‌کند و فردی که بدون اجبار به یک خیریه کمک می‌رساند، همگی ممکن است داوطلب نامیده شوند.

فرهنگ معین نیز داوطلب را کسی تعریف می‌کند که با اراده خود آماده می‌شود کاری را بر عهده بگیرد. در این تعریف، دو مفهوم اصلی وجود دارد: نخست «اراده شخصی» و سپس «آمادگی برای پذیرفتن کار». بنابراین، داوطلب بودن پیش از آنکه به نوع فعالیت مربوط باشد، به شیوه ورود فرد به آن فعالیت ارتباط دارد. 

 

آیا داوطلب از ابتدا به معنای نیروی خیریه بوده است؟

خیر. معنای اجتماعی و خیریه‌ای «داوطلب» تنها یکی از کاربردهای امروزی این واژه است. در منابع قدیمی‌تر، داوطلب می‌توانست به معنای نامزد، خواستار، متقاضی یا سربازی باشد که با میل خود وارد خدمت می‌شود. دهخدا در ترکیب «سرباز داوطلب»، آن را در مقابل سرباز اجباری قرار می‌دهد؛ یعنی فردی که با خواست خود به خدمت سربازی وارد شده است. 

این کاربرد، شباهت جالبی با تاریخ واژه انگلیسی Volunteer دارد؛ زیرا در انگلیسی نیز یکی از نخستین کاربردهای مهم این واژه به افرادی مربوط بود که بدون اجبار وارد خدمت نظامی می‌شدند. در هر دو زبان، نوع فعالیت اهمیت ثانویه دارد و عنصر اصلی، اختیاری بودن تصمیم فرد است.

با گسترش انجمن‌ها، خیریه‌ها، گروه‌های امدادی و سازمان‌های مدنی، معنای داوطلب نیز تخصصی‌تر شد. امروزه در ادبیات اجتماعی، داوطلب معمولاً فردی است که با انتخاب خود بخشی از زمان، دانش، مهارت یا توانش را برای کمک به دیگران یا پیشبرد یک هدف عمومی اختصاص می‌دهد؛ بدون آنکه رابطه او الزاماً یک رابطه استخدامی متعارف باشد.

 

واژه «داوطلبی» چگونه ساخته شده است؟

«داوطلبی» از افزودن پسوند «ی» به واژه «داوطلب» ساخته شده است. این پسوند، نام فرد را به نام یک حالت، رفتار یا فعالیت تبدیل می‌کند. در نتیجه:

داوطلب به شخص اشاره دارد؛
داوطلبی به عمل، وضعیت یا فرایند داوطلب بودن گفته می‌شود؛
داوطلبانه نیز شیوه انجام یک کار را توصیف می‌کند.

لغت‌نامه دهخدا «داوطلبی» را «عمل داوطلب» و خواستاری برای پیش‌قدم شدن در یک امر تعریف کرده است. «داوطلبانه» نیز در همین منبع به معنای انجام دادن کاری به شیوه داوطلب آمده است. 

برای مثال، در جمله «مریم داوطلب این پروژه است»، درباره شخص صحبت می‌کنیم. در جمله «داوطلبی می‌تواند به تقویت مشارکت اجتماعی کمک کند»، منظور یک فعالیت یا پدیده اجتماعی است. در جمله «او داوطلبانه به سالمندان آموزش داد»، چگونگی انجام کار را توضیح می‌دهیم.

 

«داوخواه»؛ معادل فارسی‌تر داوطلب

یکی از واژه‌هایی که در فرهنگ‌های فارسی به‌عنوان معادل داوطلب آمده، داوخواه است. در این ترکیب، هم «داو» و هم «خواه» فارسی‌اند و واژه معنای «خواستار داو یا خواهان پذیرفتن کار» را منتقل می‌کند. دهخدا نیز «داوخواه» را از معانی مستقیم داوطلب دانسته است. 

بااین‌حال، داوخواه در زبان امروز رواج زیادی ندارد و برای بیشتر مخاطبان ناآشناست. واژه داوطلب به‌دلیل کاربرد گسترده در آموزش، ورزش، آزمون‌ها، سازمان‌های امدادی، فعالیت‌های اجتماعی و خیریه‌ها، جایگاه تثبیت‌شده‌تری پیدا کرده است.

واژه‌هایی مانند «یاریگر»، «همیار»، «همکار افتخاری» و «نیک‌یار» نیز ممکن است در بعضی موقعیت‌ها به‌جای داوطلب استفاده شوند؛ اما هرکدام تنها بخشی از معنای آن را منتقل می‌کنند. «یاریگر» بر کمک کردن، «همیار» بر همراهی، «افتخاری» بر نبود رابطه استخدامی و «نیک‌یار» بر جنبه خیرخواهانه تأکید دارد. در مقابل، داوطلب بیش از هر چیز بر این نکته تکیه می‌کند که فرد خودش برای پذیرفتن نقش پیش‌قدم شده است.

 

معنایی که همچنان در قلب واژه باقی مانده است

واژه «داوطلب» در طول زمان از نوبت بازی به رقابت، از رقابت به پذیرفتن مسئولیت و از آنجا به مشارکت اجتماعی رسیده است. با وجود این تغییرها، یک مفهوم در تمام این مسیر ثابت مانده است: خواست فرد برای جلو آمدن.

داوطلب کسی نیست که فقط دستوری را اجرا می‌کند یا کاری را بدون دریافت پول انجام می‌دهد. او کسی است که یک نیاز، فرصت یا مسئولیت را می‌بیند و به‌جای منتظر ماندن، برای پذیرفتن آن اعلام آمادگی می‌کند. به همین دلیل، ریشه فارسی این واژه تصویری دقیق از داوطلب امروزی ارائه می‌دهد: انسانی که نوبت کمک کردن را از کسی نمی‌گیرد، بلکه خودش برای رسیدن آن نوبت پا پیش می‌گذارد.

 

واژه‌های جایگزین داوطلبی در زبان فارسی؛ از یاریگری سنتی تا مشارکت اجتماعی

پیش از آنکه سراغ واژه‌های جایگزین «داوطلبی» برویم، باید به یک پرسش مهم پاسخ دهیم: آیا فعالیت داوطلبانه در ایران با ورود واژه‌های جدید و شکل‌گیری خیریه‌های امروزی آغاز شده است؟

پاسخ منفی است. شاید اصطلاح «مدیریت داوطلبان» یا ساختارهای سازمان‌یافته‌ای مانند سامانه‌های ثبت‌نام، شرح وظایف و قرارداد داوطلبی پدیده‌هایی جدید باشند، اما اختصاص دادن زمان، توان و دارایی برای کمک به دیگران، در فرهنگ ایرانی سابقه‌ای بسیار طولانی دارد.

البته باید میان این سنت‌های تاریخی و تعریف امروزی داوطلبی تفاوت گذاشت. وقف، نذر، همیاری روستایی یا جوانمردی الزاماً همان چیزی نیستند که امروز در ادبیات تخصصی «فعالیت داوطلبانه» نامیده می‌شود؛ اما هرکدام بخشی از زمینه فرهنگی آن را ساخته‌اند.

 

پیش از «داوطلبی»، ایرانیان چگونه به یکدیگر کمک می‌کردند؟

در ایران پیش از اسلام نیز نمونه‌هایی از بنیادهای نیکوکارانه وجود داشته است. در دوره ساسانی، موقوفات و بنیادهایی ایجاد می‌شد که درآمد یا دارایی آن‌ها برای مقاصد دینی و کمک‌رسانی اختصاص می‌یافت. در متون مربوط به این دوره، از بنیادهایی با عنوان روانگان یاد شده که برای انجام اعمال نیک و منفعت‌رسانی پایدار تأسیس می‌شدند. این بنیادها بیشتر بر بخشش دارایی استوار بودند، نه لزوماً اختصاص داوطلبانه زمان و مهارت؛ بااین‌حال، بخشی از سابقه تاریخی نیکوکاری سازمان‌یافته در ایران به شمار می‌آیند.

پس از ورود اسلام، سنت وقف به یکی از مهم‌ترین ابزارهای تأمین نیازهای عمومی تبدیل شد. مردم زمین، ساختمان، آب، باغ، کاروان‌سرا یا منابع مالی خود را برای اهدافی مانند آموزش، عبادت، رسیدگی به نیازمندان و خدمات عمومی اختصاص می‌دادند. مدرسه‌ها و خانقاه‌ها نیز گاهی بر پایه موقوفاتی اداره می‌شدند که از دارایی شخصی برای منفعت عمومی شکل گرفته بودند.

در کنار وقف، فرهنگ فتوت و جوانمردی نیز نوع دیگری از مسئولیت اجتماعی را نمایندگی می‌کرد. جوانمرد فقط به شجاعت شناخته نمی‌شد؛ بخشندگی، دستگیری از ضعیفان، حمایت از ستمدیدگان، امانت‌داری و بی‌اعتنایی به منفعت شخصی نیز از ویژگی‌های آرمانی او بود. گروه‌های فتیان و عیاران در برخی دوره‌های تاریخی، به یاری فقرا، سالمندان، اقلیت‌ها و افرادی می‌آمدند که در معرض ظلم یا آسیب قرار داشتند.

در زندگی روزمره مردم نیز شکل‌های متنوعی از همکاری وجود داشت. در روستاها، افراد هنگام برداشت محصول، ساخت خانه، لایروبی قنات، نگهداری دام یا انجام کارهای سنگین به کمک یکدیگر می‌رفتند. سنت‌هایی مانند بُنه در کشاورزی و واره در تولید و تقسیم فرآورده‌های دامی، نمونه‌هایی از نظام‌های همکاری سنتی در ایران بودند.

اما همه این همکاری‌ها را نمی‌توان دقیقاً داوطلبی نامید. گاهی فرد امروز به همسایه‌اش کمک می‌کرد تا فردا همان کمک را پس بگیرد. این نوع همکاری بیشتر «همیاری متقابل» بود. در مقابل، هنگامی که فرد بدون انتظار جبران به شخص دیگری کمک می‌کرد، با مفهومی روبه‌رو هستیم که برخی پژوهشگران آن را دگریاری می‌نامند.

به زبان ساده، اگر همه اهالی روستا برای ساخت جاده‌ای مشارکت کنند که خودشان نیز از آن استفاده خواهند کرد، این کار بیشتر «خودیاری» یا همکاری برای منفعت مشترک است. اگر به کشاورزی کمک کنند که بیمار شده و توان برداشت محصولش را ندارد، بدون آنکه انتظار جبران داشته باشند، این رفتار به «دگریاری» و داوطلبی امروزی نزدیک‌تر است.

 

ورود داوطلبی به ساختارهای مدرن

با گسترش انجمن‌ها، مؤسسات خیریه و سازمان‌های امدادی در دوران معاصر، فعالیت‌های مردمی به‌تدریج شکل سازمان‌یافته‌تری پیدا کردند. یکی از نمونه‌های مهم، شکل‌گیری جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران در اوایل قرن بیستم بود؛ سازمانی که فعالیت‌های امدادی و درمانی را با مشارکت نیروهای مردمی و افتخاری پیش می‌برد و بعدها به جمعیت هلال احمر ایران تبدیل شد.

از این دوره به بعد، فرد نیکوکار دیگر فقط کسی نبود که پول، غذا یا زمین می‌بخشید. پزشک، پرستار، امدادگر، آموزگار و شهروند عادی نیز می‌توانست بخشی از وقت و تخصص خود را در اختیار یک هدف عمومی قرار دهد. به‌این‌ترتیب، مفهوم سنتی خیررسانی آرام‌آرام به مفهوم امروزی «فعالیت داوطلبانه سازمان‌یافته» نزدیک شد.

این سابقه نشان می‌دهد که داوطلبی در ایران از یک مسیر واحد عبور نکرده است. بخشی از آن از فرهنگ وقف و بخشش آمده، بخشی با نذر و خیرات پیوند داشته، بخشی در جوانمردی و دستگیری از ضعیفان دیده شده و بخشی نیز در همکاری‌های محلی و روستایی شکل گرفته است.

اما زبان فارسی برای توصیف این رفتارها فقط یک واژه ندارد.

 

آیا می‌توان به‌جای «داوطلبی» از واژه دیگری استفاده کرد؟

واژه‌هایی مانند همیاری، یاریگری، نیکوکاری و مشارکت اجتماعی گاهی به‌جای داوطلبی استفاده می‌شوند؛ اما این واژه‌ها کاملاً هم‌معنا نیستند. هرکدام بخشی از مفهوم را نشان می‌دهند و در موقعیت مشخصی کاربرد دقیق‌تری دارند.

 

یاریگری

«یاریگری» یکی از فارسی‌ترین و خوش‌آهنگ‌ترین واژه‌های نزدیک به داوطلبی است. این واژه بر عمل کمک کردن تأکید دارد و می‌تواند فعالیت‌های فردی، گروهی، رسمی و غیررسمی را دربر بگیرد.

برای مثال، آموزش رایگان به کودکان، کمک به سالمندان یا همراهی با آسیب‌دیدگان یک بحران، همگی می‌توانند نمونه‌هایی از یاریگری باشند.

بااین‌حال، یاریگری الزاماً داوطلبانه نیست. ممکن است یک مددکار یا امدادگر در قالب شغل خود به دیگران یاری برساند و بابت آن دستمزد دریافت کند. بنابراین، «یاریگری» از نظر معنایی گسترده‌تر از داوطلبی است.

 

همیاری

همیاری از «هم» و «یاری» ساخته شده و به معنای کمک کردن افراد به یکدیگر است. در این مفهوم، نوعی رابطه متقابل وجود دارد؛ من امروز به تو کمک می‌کنم و تو نیز در موقعیتی دیگر به من یا گروه کمک می‌کنی.

همیاری برای توصیف همکاری‌های محلی، فعالیت‌های گروهی و اقداماتی که منفعت آن به همه اعضای جامعه می‌رسد، بسیار مناسب است. برای نمونه، مشارکت مردم یک محله در پاک‌سازی محیط یا بازسازی یک فضای عمومی را می‌توان همیاری نامید.

اما هر فعالیت داوطلبانه‌ای همیاری نیست. داوطلب ممکن است به فرد یا جامعه‌ای کمک کند که هیچ‌گاه امکانی برای جبران آن نداشته باشد.

 

دگریاری

«دگریاری» به معنای یاری رساندن به دیگری، بدون انتظار کمک متقابل یا منفعت مستقیم است. از نظر معنایی، این واژه به بخش مهمی از داوطلبی نزدیک است؛ به‌ویژه زمانی که هدف فعالیت، کمک بلاعوض به فرد یا گروه دیگری باشد.

برای مثال، فردی که بدون انتظار جبران به یک سالمند تنها کمک می‌کند، در حال دگریاری است.

مزیت این واژه، تمایز روشنی است که میان کمک متقابل و کمک بلاعوض ایجاد می‌کند. مشکلش این است که هنوز در زبان روزمره و ادبیات سازمان‌های اجتماعی چندان رایج نیست و ممکن است برای بخشی از مخاطبان ناآشنا باشد.

 

خودیاری

خودیاری به فعالیتی گفته می‌شود که افراد برای بهبود شرایط خود یا جامعه‌ای که به آن تعلق دارند انجام می‌دهند. اعضای یک روستا که برای ساخت مدرسه، جاده یا شبکه آب با یکدیگر همکاری می‌کنند، در یک فعالیت خودیارانه مشارکت دارند.

خودیاری می‌تواند داوطلبانه باشد، اما با داوطلبی یکی نیست؛ زیرا فرد یا گروه از نتیجه فعالیت منفعت مستقیمی می‌برد.

 

نیکوکاری

نیکوکاری واژه‌ای گسترده و ریشه‌دار است که هر نوع عمل خیرخواهانه را دربر می‌گیرد؛ از کمک مالی و اهدای کالا گرفته تا وقف، حمایت عاطفی و فعالیت داوطلبانه.

بنابراین، داوطلبی را می‌توان یکی از شکل‌های نیکوکاری دانست؛ اما هر نیکوکاری الزاماً داوطلبی نیست. کسی که مبلغی را به یک خیریه اهدا می‌کند، نیکوکار است، ولی تا زمانی که زمان یا مهارت خود را در اختیار فعالیتی قرار نداده، لزوماً داوطلب محسوب نمی‌شود.

 

همکاری افتخاری

اصطلاح «همکاری افتخاری» بیشتر در سازمان‌ها، انجمن‌ها، دانشگاه‌ها و نهادهای رسمی استفاده می‌شود. این واژه معمولاً به همکاری‌ای اشاره دارد که رابطه استخدامی و دستمزد ثابت ندارد.

همکاری افتخاری برای معرفی نقش‌های رسمی و مستمر مناسب است؛ مانند «مشاور افتخاری»، «پزشک افتخاری» یا «عضو افتخاری».

بااین‌حال، واژه «افتخاری» بیشتر وضعیت اداری همکاری را توضیح می‌دهد و لزوماً نشان نمی‌دهد که فعالیت با چه میزان اختیار، مشارکت یا مسئولیت اجتماعی انجام شده است.

 

خدمت اجتماعی

خدمت اجتماعی مفهومی گسترده‌تر از داوطلبی دارد. این خدمت ممکن است اختیاری، اجباری، آموزشی یا حتی بخشی از یک شغل باشد.

برای مثال، فعالیتی که فرد به حکم دادگاه، مقررات دانشگاه یا یک برنامه آموزشی موظف به انجام آن است، ممکن است خدمت اجتماعی نامیده شود؛ اما چون عنصر انتخاب آزادانه در آن محدود است، الزاماً فعالیت داوطلبانه محسوب نمی‌شود.

 

مشارکت اجتماعی

مشارکت اجتماعی به حضور افراد در فعالیت‌ها و تصمیم‌هایی گفته می‌شود که بر جامعه اثر می‌گذارند. عضویت در انجمن‌های محلی، شرکت در نشست‌های شهری، همکاری با سازمان‌های مردم‌نهاد و فعالیت داوطلبانه، همگی می‌توانند زیرمجموعه مشارکت اجتماعی باشند.

در نتیجه، داوطلبی یکی از شکل‌های مشارکت اجتماعی است؛ اما این دو واژه کاملاً قابل جایگزینی نیستند.

 

کنشگری مدنی

کنشگری مدنی بیشتر به اقدام آگاهانه برای تغییر یک مسئله اجتماعی، فرهنگی، زیست‌محیطی یا حقوقی اشاره دارد. یک کنشگر ممکن است برای آگاهی‌رسانی، مطالبه‌گری، حفاظت از محیط‌زیست یا حمایت از حقوق یک گروه فعالیت کند.

بسیاری از کنشگران به‌صورت داوطلبانه فعالیت می‌کنند، اما کنشگری و داوطلبی یکسان نیستند. داوطلبی ممکن است بر ارائه یک خدمت تمرکز داشته باشد، درحالی‌که کنشگری معمولاً به دنبال تغییر شرایط، سیاست‌ها یا نگرش‌های اجتماعی است.

 

واژه مناسب را چگونه انتخاب کنیم؟

انتخاب واژه به نوع فعالیت بستگی دارد:

واژهتأکید اصلیمناسب برای
داوطلبیانتخاب آزادانه و اختصاص زمان یا مهارتاصطلاح عمومی و تخصصی
یاریگریکمک کردن به دیگرانمحتوای فرهنگی و اجتماعی
همیاریکمک متقابل و گروهیفعالیت‌های محلی و جمعی
دگریاریکمک بلاعوض به دیگریپژوهش و محتوای مفهومی
خودیاریاقدام برای منفعت خود یا جامعه خودتوسعه محلی و اجتماع‌محور
نیکوکاریانجام هر نوع کار خیرمفهوم عمومی‌تر از داوطلبی
همکاری افتخاریهمکاری رسمی بدون رابطه استخدامی معمولسازمان‌ها و نقش‌های تخصصی
خدمت اجتماعیارائه خدمت به جامعهبرنامه‌های اختیاری یا الزامی
مشارکت اجتماعیحضور در امور جمعیتوسعه اجتماعی و مدنی
کنشگری مدنیتلاش برای ایجاد تغییر اجتماعیمطالبه‌گری و فعالیت مدنی

در میان این واژه‌ها، داوطلبی همچنان دقیق‌ترین اصطلاح برای فعالیتی است که فرد آن را با انتخاب آزادانه، بدون رابطه استخدامی متعارف و برای ایجاد منفعتی فراتر از منافع شخصی انجام می‌دهد.

بااین‌حال، استفاده از واژه‌هایی مانند «یاریگری»، «همیاری» و «دگریاری» می‌تواند زبان این حوزه را غنی‌تر کند. این واژه‌ها به ما یادآوری می‌کنند که مشارکت داوطلبانه در ایران فقط یک رفتار سازمانی جدید نیست؛ ادامه همان فرهنگی است که در وقف، جوانمردی، کمک‌های محلی، همکاری‌های روستایی و دستگیری از نیازمندان دیده می‌شد.

شاید بتوان گفت «داوطلبی» نام امروزی خانواده‌ای قدیمی از رفتارهای ایرانی است؛ خانواده‌ای که اعضای آن را با نام‌هایی چون یاری، همیاری، دگریاری، جوانمردی و نیکوکاری می‌شناسیم.